روز نوشته های یک بز کوهی شاد !!

سلام

این پست فقططط شروع شد بخاطر گلترینننننن خانمممم !! خانم لی لی یت عزیززز :)

یعنی وقتی تو لیست دوستانشون دیدم این اسمم شده !کلیییی کیف کردم !! این یعنی دوست دارن من شاد باشم !! و من بایدددد سعی کنم بشم !:)

پسسسس از پنجشنبه شادم تو خونه مامانم شروع میکنم !:)))

پنجشنبه اوللل رفتم سلمونی :)

یک داماد هم داشت ممد جان ! انقدررر سر به سرش گذاشتم که حد نداره ! من که رفتم مستقیم رفتم نشستم رو صندلی و شاگردشم سریع اومد آمادم کرد و شروع کرد ماساژ دادن تا ممد بیاد،...

این داماد هم توی اتاق ریکاور بود،...اومد من دید یهو به ممد گفت !! ممد آقا خارجیه مشتریت !؟؟؟

منم سریعععع گفتم !! آرهههه !! رشته شینم !:)))) (به گیلکی ،یعنی رشتی هستم !:)) مرده بود از خنده !! گفت تا دیدمتون فکر کردم واقعا استار ؟؟؟؟ تو fast & furios هست !!! استار !؟ استالک !؟؟ نمیدونم !!! همچین چیزی گفت فکر کنم !!!

گفت گرخیدم !! آدم معروف اینجا زیاد دیده بودم !! ولی این دیگه تهششش بود !:))))

خلاصه که کلییی اذیتش کردم !! با داداشش اومده بود و خیلیی هم پسره ساده و خوبی بود !:)

بعد هم خوشتیپپپپ و مرتببب !! رفتم خونه مادر جان !

مامانم صبحش رفته بودن دکتر برای زانوشون،واسه همین از شب قبل کرفس به درخواست من بار گذاشته بودن :)

ته دیگ برنج رو هم سخته (sokhte) کرده بودن که من عاشقشممممم !!

و دیگه کنارش فقط ترشی بود !:)

بعدش هم بابت تولد امام رضا(ع) کیک تمشک درست کرده بودن که عالییی بود !!

خلاصه که همه چیززز عالییی !

همون موقع هم رضا زنگ زد با مریم و الیا داشتن میرفتن ویلا ! منم گفتم برین شما من میام :)

نهار هم فیله گرفته بود کباب کنیم که گفتم سهم منو نگهدار فردا میخورم !:))

خلاصه،داشتم میرفتم ویلا تو مسیر هوس سوپ پیاز کردم !!

رفتم یک قلم گاو خریدم و 3 کیلو پیاز !:)

اسکلت مرغ هم واسه سزار و چیکو خریدم :)

رسیدم و دیدم ممد برکه رو خالی کرده و داره میشوره !:)

ماهی ها رو هم ریخته تو تشت :)

خلاصه،گند برداشته بود برکه رو ولی ممد تمیزششش کرد عیننن دسته گل !

و

بعد آب بازی با ماهیها رفتم سراغ درست کردن سوپ !

اول قلم گوساله رو با پیاز و سیر و ادویه و برگ بو و رز ماری گذاشتم بپزه با آب فراوون !:)

بعدش موازی پیاز هارو کاراملی کردم و آخرش با آرد تفت داده قاطی کردم،....

بعد هم آب قلم صاف شده رو ریختم رو پیاز کاراملی که این شد:

و بعدش هم نون تست رو تست کردم !!! و توی کاسه اول از سوپ ریختم،بعد روش نون تست خورد شده،بعد مخلوط پنیر پیتزا و پارمژان،...

و گذاشتم تو ردیف بالای فر که قبلش گرم کرده بودم ! و ایننننن شد :

یعنییی شاهکاررررر شد ها !!! عالیییی !!!!

مریم که داشت خل میشد از مزه اش !!!

شب هم مریم رضا رفتن بابت اینکه صبح رضا شیفت داشت،

صبح هم که بیدار شدم امیرمحمود زنگ زد که 12 تا مهمون دعوت کرده !:))))

خودش و مسی هم ساعت 11 اومدن،....

بعد دوستش و دوست دخترش و بعد پسر عمه ام و دوست دخترش،...

دیدم ساعت 1:30 هست و اینها تازههههه دارن لخت میشن برن تو استخر !!

گفتم نهار کی بسلامتی ؟!؟؟

گفتن 5-6 !! گفتم خب پس من میخورم !! شما هررر وقت دوست داشتین بخورین !:)

رفتم فیله های سهم دیروزمو کباب زدم !! با نون بربری و پیاز جعفری درست کردم !!

گوجه هم کبابی کردم کنارش !!

به پیاز جعفری یکم روغن زیتون و یکم آبلیمو و نمک فلفلم زدم !!و شد این !:)

و زدممممم به بدن !! البته دوستان هم ناخنک میزدن !:))

دیگه اینها تا شب بازی میکردن و ساعت 7 هم نهار خوردن !!! و منم سردرد داشتم ساعت 9 خوابیدم !:)

صبح هم تا اومدم بیرون این ماهیها جمع شدن واسه غذا که یک عکس انداختم و اومدم !


ولی واقعیت داستان اینه اگه اون اسم بانو لی لی یت نبود !! اصلاااا حال نداشتم اینهارو بنویسم !!

اینم بگم از صبح جلسه بودم و تازه رسیده بودم دفتر !:)

خدایا شکرتتتتت 

/ 0 نظر / 273 بازدید